پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۸

دل از خوبان دیگر برگرفتم

ز دل نو باز عشقی درگرفتم

ندانستم که اصل عاشقی چیست

چو دانستم رهی دیگر گرفتم

فکندم دفتر و جستم ز طامات

خراباتی شدم ساغر گرفتم

عتاب دوستان یکسو گرفتم

کتاب عاشقی را برگرفتم

ز بهر عشق تو در بت‌پرستی

طریق مانی و آزر گرفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۰دردا و دریغا که دل از دست بدادم
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۱برآنم کز تو هرگز برنگردم
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۲ای مسلمانان ز جان سیر آمدم
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳در دستِ غمِ یارِ دلارام بماندم
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۴بدان عزمم که دیگر ره به میخانه کمر بندم
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۵دل باز به عاشقی درافکندم
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۶زیر بار غمی گرفتارم
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۷هرچند به جای تو وفا دارم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.