پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷

هرچند به جای تو وفا دارم

هم از تو توقع جفا دارم

در سر ز تو همچنان هوس دارم

در دل ز تو همچنان هوادارم

از من چو جهان مبر که تو دانی

کز دولت این جهان ترا دارم

بیگانه مشو چو دین و دل با من

چون با غم تو دل آشنا دارم

گویی که مگوی راز با خصمان

حاشا لله که این روا دارم

لیکن به گل آفتاب چون پوشم

چون پشت چو ماه نو دوتا دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹تا به کوی تو رهگذر دارم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۰درد دل هر زمان فزون دارم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۱عشقت اندر میان جان دارم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۲هرچند غمِ عشقت پوشیده همی دارم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۳جز سر پیوند آن نگار ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۴داری خبر که در غمت از خود خبر ندارم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۵یارم تویی به عالم یار دگر ندارم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۶اگر نقش رخت بر جان ندارم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.