پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰

درد دل هر زمان فزون دارم

چه کنم بی‌وفاست دلدارم

همه با من جفا کند لیکن

به جفا هیچ ازو نیآزارم

بار اندوه و رنج محنت او

بکشم زآن که دوستش دارم

یاد وصلش کنم معاذالله

کی بود این محل و مقدارم؟

تا توانم حدیث هجرش کرد

می‌رود صد هزار بیکارم

گفته بودم کزو کنم درخواست

تا نماید ز دور دیدارم

این قدر التماس خود چه بود؟

سال‌ها شد که تا در آن کارم

باورم می‌کنی به نعمت شاه

کین قدر نیز هم نمی‌یارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۲هرچند غمِ عشقت پوشیده همی دارم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳جز سر پیوند آن نگار ندارم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴داری خبر که در غمت از خود خبر ندارم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۵یارم تویی به عالم یار دگر ندارم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶اگر نقش رخت بر جان ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷نگارا جز تو دلداری ندارم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸گر عزیزم بر تو گر خوارم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹بیا تا ببینی که من بر چه کارم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.