پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳

جز سر پیوند آن نگار ندارم

گرچه ازو جز دل فکار ندارم

هر نفسم یاد اوست گرچه ازو من

جز نفس سرد یادگار ندارم

شاد بدانم که در فراق جمالش

جز غم او هیچ غمگسار ندارم

زان نشوم رنجه از جفاش که در عشق

سیرت عشاق روزگار ندارم

وز غم هجران او به کاستن تن

هیچ غم دیگر اعتبار ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۵یارم تویی به عالم یار دگر ندارم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶اگر نقش رخت بر جان ندارم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۷نگارا جز تو دلداری ندارم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸گر عزیزم بر تو گر خوارم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۹بیا تا ببینی که من بر چه کارم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۰عمر بی‌تو به سر چگونه برم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱کارم به جان رسید و به جانان نمی‌رسم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۲دل رفت و این بتر بر دلبر نمی‌رسم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.