پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰

عمر بی‌تو به سر چگونه برم

که همی بی‌تو روز و شب شمرم

خونها از دو دیده پالودم

رخنه رخنه شد از غمت جگرم

تو ز شادی و خرمی برخور

که من از تو به جز جگر نخورم

مگر این بود بخششم ز فلک

که ز دست غم تو جان نبرم

چند برتافتم ز کوی تو روی

با قضا برنیامد آن حذرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۲دل رفت و این بتر بر دلبر نمی‌رسم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۳پای بر جای نیست همنفسم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۴کار جهان نگر که جفای که می‌کشم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۵نو به نو هر روز باری می‌کشم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۶ای آرزوی جانم در آرزوی آنم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۷ای دوست‌تر از جانم زین بیش مرنجانم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۸جانا ز غم عشق تو امروز چنانم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۹تو دانی که من جز تو کس را ندانم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.