پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲

ای مسلمانان ز جان سیر آمدم

بی‌نگارم از جهان سیر آمدم

گر نبودی جان که دیدی هجر او

از وجود خود از آن سیر آمدم

شادیی باید ز غم آخر مرا

از غم آن دلستان سیر آمدم

از دلم هرگز نپرسد آن نگار

از مراعات زمان سیر آمدم

گفتم از صفرا ز من سیر آمدی

گفت آن کافر که هان سیر آمدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴بدان عزمم که دیگر ره به میخانه کمر بندم
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۵دل باز به عاشقی درافکندم
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۶زیر بار غمی گرفتارم
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷هرچند به جای تو وفا دارم
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸بیا که با سر زلف تو کارها دارم
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹تا به کوی تو رهگذر دارم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰درد دل هر زمان فزون دارم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۱عشقت اندر میان جان دارم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.