پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱

برآنم کز تو هرگز برنگردم

به گرد دلبری دیگر نگردم

دل اندر عشق بستم، ور همه عمر

جفا بینم هم از تو برنگردم

مرا اسلام ماندست اندر آن کوش

که از هجران تو کافر نگردم

چنانم من ز هجرانت نگارا

کز این غم تا زیم بهتر نگردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳در دستِ غمِ یارِ دلارام بماندم
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۴بدان عزمم که دیگر ره به میخانه کمر بندم
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۵دل باز به عاشقی درافکندم
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۶زیر بار غمی گرفتارم
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۷هرچند به جای تو وفا دارم
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۸بیا که با سر زلف تو کارها دارم
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹تا به کوی تو رهگذر دارم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۰درد دل هر زمان فزون دارم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.