پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۴

یعلم‌الله که دوست‌دار توام

عاشق زار بی‌قرار توام

بی‌تو ای جان و دیدهٔ روشن

چون سر زلف تابدار توام

در سر من خمار انده تست

تا که بی‌روی چون نگار توام

ارغوانم چو زعفران بی‌درد

تا که بی‌چشم پر خمار توام

هر شبی در کنار غم جستم

تا چرا دور از کنار توام

یار درد و غمم مدار که من

آخر ای ماه‌روی یار توام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۶کس نداند کز غمت چون سوختم
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷آخر در زهد و توبه دربستم
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۸دل از خوبان دیگر برگرفتم
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۹ای زلف تابدار ترا صدهزار خم
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۰دردا و دریغا که دل از دست بدادم
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۱برآنم کز تو هرگز برنگردم
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲ای مسلمانان ز جان سیر آمدم
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳در دستِ غمِ یارِ دلارام بماندم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.