پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۵

روی ندارم که روی از تو بتابم

زانکه چو روی تو در زمانه نیابم

چون همه عالم خیال روی تو دارد

روی ز رویت بگو چگونه بتابم

حیله‌گری چون کنم به عقل چو گم کرد

عشق سر رشتهٔ خطا و صوابم

نی ز تو بتوان برید تا بشکیبم

نی به تو بتوان رسید تا بشتابم

من چو شب از محنت تو هیچ نخسبم

شاید کاندر خیال وصل بخوابم

راحتم از روزگار خویش همین است

این که تو دانی که بی‌تو در چه عذابم

گفتی خواهم که نام من نبری هیچ

زانکه از این بیش نیست برگ جوابم

عربده بر مست هیچ خرده نگیرند

با من از اینها مکن که مست و خرابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۷آخر در زهد و توبه دربستم
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۸دل از خوبان دیگر برگرفتم
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۹ای زلف تابدار ترا صدهزار خم
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۰دردا و دریغا که دل از دست بدادم
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۱برآنم کز تو هرگز برنگردم
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲ای مسلمانان ز جان سیر آمدم
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۳در دستِ غمِ یارِ دلارام بماندم
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۴بدان عزمم که دیگر ره به میخانه کمر بندم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.