پرش به محتوای اصلی
انوری

انوری

غزلیات

۳۲۱ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱ آن شوخ دیده دیده چو بر هم نمی‌زند
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲ هرکرا عشقت به هم برمی‌زند
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳ هرچ از وفا به جای من آن بی‌وفا کند
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴ نوبت حسن ترا لطف تو گر پنج کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵ گر وفا با جمال یار کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶ معشوق دل ببرد و همی قصد دین کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷ جان وصال تو تقاضا می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸ دل به عشقش رخ به خون تر می‌کند
  9. غزل شمارهٔ ۱۲۹ حسن تو عشق من افزون می‌کند
  10. غزل شمارهٔ ۱۳۰ یار در خوبی قیامت می‌کند
  11. غزل شمارهٔ ۱۳۱ زلفش اندر جور تلقین می‌کند
  12. غزل شمارهٔ ۱۳۲ عالمی در ره تو حیرانند
  13. غزل شمارهٔ ۱۳۳ گرد ترا دل همی چنان خواهد
  14. غزل شمارهٔ ۱۳۴ یارم این بار، بار می‌ندهد
  15. غزل شمارهٔ ۱۳۵ هرکه دل بر چون تو دلداری نهد
  16. غزل شمارهٔ ۱۳۶ دوش آنکه همه جهان ما بود
  17. غزل شمارهٔ ۱۳۷ من آن نیم که مرا بی‌تو جان تواند بود
  18. غزل شمارهٔ ۱۳۸ آن روزگار کو که مرا یار یار بود
  19. غزل شمارهٔ ۱۳۹ دوش تا صبح یار در بر بود
  20. غزل شمارهٔ ۱۴۰ ای دلبر عیار ترا یار توان بود
  21. غزل شمارهٔ ۱۴۱ آنچه بر من در غم آن نامسلمان می‌رود
  22. غزل شمارهٔ ۱۴۲ آب جمال جمله به جوی تو می‌رود
  23. غزل شمارهٔ ۱۴۳ دست در روزگار می‌نشود
  24. غزل شمارهٔ ۱۴۴ وصلت به آبِ دیده میسر نمی‌شود
  25. غزل شمارهٔ ۱۴۵ چون نیستی آنچنان که می‌باید
  26. غزل شمارهٔ ۱۴۶ دوستی یک دلم همی باید
  27. غزل شمارهٔ ۱۴۷ دل در هوست ز جان برآید
  28. غزل شمارهٔ ۱۴۸ ز هجران تو جانم می‌برآید
  29. غزل شمارهٔ ۱۴۹ آنرا که غمت ز در درآید
  30. غزل شمارهٔ ۱۵۰ صبر با عشق بس نمی‌آید
  31. غزل شمارهٔ ۱۵۱ درد سر دل به سر نمی‌آید
  32. غزل شمارهٔ ۱۵۲ یا وصل ترا عنایتی باید
  33. غزل شمارهٔ ۱۵۳ ز عمرم بی‌تو درد دل فزاید
  34. غزل شمارهٔ ۱۵۴ از نازکی که رنگ رخ یار می‌نماید
  35. غزل شمارهٔ ۱۵۵ چو کاری ز یارم همی برنیاید
  36. غزل شمارهٔ ۱۵۶ به عمری در کفم یاری نیاید
  37. غزل شمارهٔ ۱۵۷ ز عهد تو بوی وفا می‌نیاید
  38. غزل شمارهٔ ۱۵۸ طاقتم در فراق تو برسید
  39. غزل شمارهٔ ۱۵۹ غارتِ عشقت به دل و جان رسید
  40. غزل شمارهٔ ۱۶۰ ساقیا بادهٔ صبوح بیار
  41. غزل شمارهٔ ۱۶۱ هیچ دانی که سرِ صحبتِ ما دارد یار
  42. غزل شمارهٔ ۱۶۲ سلام علیک ای جفا پیشه یار
  43. غزل شمارهٔ ۱۶۳ ای غم تو جسم را جانی دگر
  44. غزل شمارهٔ ۱۶۴ دلدار به طبع گشت رام آخر
  45. غزل شمارهٔ ۱۶۵ ای شده از رخ تو تاب قمر
  46. غزل شمارهٔ ۱۶۶ ای پسر بردهٔ قلندر گیر
  47. غزل شمارهٔ ۱۶۷ دلا در عاشقی جانی زیان‌گیر
  48. غزل شمارهٔ ۱۶۸ ای جهان را به حضرت تو نیاز
  49. غزل شمارهٔ ۱۶۹ تختهٔ عشق برنوشتم باز
  50. غزل شمارهٔ ۱۷۰ قیامت می‌کنی ای کافر امروز
  51. غزل شمارهٔ ۱۷۱ جمالت عشق می‌افزاید امروز
  52. غزل شمارهٔ ۱۷۲ چارهٔ عشق تو نداند کس
  53. غزل شمارهٔ ۱۷۳ جانا به غریبستان چندین بنماند کس
  54. غزل شمارهٔ ۱۷۴ نگارا بر سر عهد و وفا باش
  55. غزل شمارهٔ ۱۷۵ باز دوش آن صنم باده‌فروش
  56. غزل شمارهٔ ۱۷۶ دوش در ره نگارم آمد پیش
  57. غزل شمارهٔ ۱۷۷ به جان آمد مرا کار از دل خویش
  58. غزل شمارهٔ ۱۷۸ کرا در شهر برگویم غم دل
  59. غزل شمارهٔ ۱۷۹ ساقی اندر خواب شد خیز ای غلام
  60. غزل شمارهٔ ۱۸۰ مست از درم درآمد دوش آن مهِ تمام

متن اشعار به نقل از گنجور.