پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰

مست از درم درآمد دوش آن مهِ تمام

در بر گرفته چنگ و به کف برنهاده جام

بر روزِ روشن از شبِ تیره فکنده بند

وز مشکِ سوده بر گلِ سوری نهاده دام

آهنگِ پست کرده به صوتِ حزینِ خویش

شکّر همی فشانده ز یاقوتِ لعل‌فام

گفتی که لعلِ ناب و عقیقِ گداخته‌ست

در جامِ او ز عکسِ رخِ او شرابِ خام

بنشست بر کنارِ من و باده نوش کرد

آن ماهِ سروقامت و آن سروکش خرام

گفت: ای کسی که در همه عمر از جفایِ چرخ

با من شبی به روز نیاورده‌ای به کام

اینک من و تو و میِ لعل و سرود و رود

بی زحمتِ رسول و فرستادنِ پیام

با چنگ بر کنار بُد اندر کنارِ من

مخمور تا به صبحِ سفید از نمازِ شام

در گوشه‌ای که کس نبُد آگه ز حالِ ما

زان عشرتِ به‌غایت و زان مستیِ تمام

نه مطرب و نه ساقی و نه یار و نه حریف

او بود و انوری و میِ لعل والسلام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۲به دو چشم تو که تا زنده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۳تا رنگ مهر از رخ روشن گرفته‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۴یعلم‌الله که دوست‌دار توام
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵روی ندارم که روی از تو بتابم
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶کس نداند کز غمت چون سوختم
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷آخر در زهد و توبه دربستم
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸دل از خوبان دیگر برگرفتم
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۹ای زلف تابدار ترا صدهزار خم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.