پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۹

ساقی اندر خواب شد خیز ای غلام

باده را در جامِ جان ریز ای غلام

با حریفِ جنس درساز ای پسر

در شرابِ لعل آویز ای غلام

چند گویی مست گشتم؟ می بنه

وقتِ مستی نیست مستیز ای غلام

چند پرهیزی از این پرهیز چند؟

از چنین پرهیز پرهیز ای غلام

بیش از این بدخویی و تندی مکن

ساعتی با ما بیاویز ای غلام

در پناهِ باده شو چون انوری

وز غمِ ایام بگریز ای غلام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱تا به مهر تو تولا کرده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۲به دو چشم تو که تا زنده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۳تا رنگ مهر از رخ روشن گرفته‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۴یعلم‌الله که دوست‌دار توام
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۵روی ندارم که روی از تو بتابم
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶کس نداند کز غمت چون سوختم
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷آخر در زهد و توبه دربستم
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸دل از خوبان دیگر برگرفتم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.