پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵

گر وفا با جمال یار کند

حلقه در گوش روزگار کند

ماه دست از جمال بفشاند

گر بر این پای استوار کند

نازها می‌کند جفا آمیز

ور بنالم یکی هزار کند

با چنین اعتماد بر خوبی

نکند ناز پس چه کار کند

چشمش از پیشه‌ها جفا داند

زلفش از کارها شکار کند

این دعا خوش بر آستین بندد

وین سزا نیک در کنار کند

دل و دینم ببرد و سود کنم

گر بر این مایه اختصار کند

بارکش انوری که یارگر اوست

زین بتر صد هزار بار کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷جان وصال تو تقاضا می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۸دل به عشقش رخ به خون تر می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۹حسن تو عشق من افزون می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۰یار در خوبی قیامت می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱زلفش اندر جور تلقین می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۲عالمی در ره تو حیرانند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۳گرد ترا دل همی چنان خواهد
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۴یارم این بار، بار می‌ندهد
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.