پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰

یار در خوبی قیامت می‌کند

حسن بر خوبان غرامت می‌کند

در قمار حسن با ماه تمام

دعوی داو تمامت می‌کند

از کمان ابروان کرد آنچه کرد

وای آن کز تیر قامت می‌کند

فتنه بر فتنه است زو و همچنان

غارت صبر و سلامت می‌کند

بی‌شک از حسنش ندارد آگهی

هرکه در عشقم ملامت می‌کند

وز نکورویی چو شعر انوری

راستی باید قیامت می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۲عالمی در ره تو حیرانند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳گرد ترا دل همی چنان خواهد
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۴یارم این بار، بار می‌ندهد
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵هرکه دل بر چون تو دلداری نهد
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶دوش آنکه همه جهان ما بود
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷من آن نیم که مرا بی‌تو جان تواند بود
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۸آن روزگار کو که مرا یار یار بود
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹دوش تا صبح یار در بر بود
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.