پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۳

گرد ترا دل همی چنان خواهد

که دل از بنده رایگان خواهد

بنده را کی محل آن باشد

کانچه خواهی تو جز چنان خواهد

به سر تو که جان دهد بنده

گر دل تو ز بنده جان خواهد

یک زمان از تو دور باد دلم

گر به جان ساعتی زمان خواهد

وین همه هست هم امان دهمش

از فراق تو گر امان خواهد

خود همینست عادت معشوق

کانچه خواهی تو، او جز آن خواهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵هرکه دل بر چون تو دلداری نهد
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶دوش آنکه همه جهان ما بود
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۷من آن نیم که مرا بی‌تو جان تواند بود
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۸آن روزگار کو که مرا یار یار بود
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹دوش تا صبح یار در بر بود
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰ای دلبر عیار ترا یار توان بود
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱آنچه بر من در غم آن نامسلمان می‌رود
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲آب جمال جمله به جوی تو می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.