پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۲

سلام علیک ای جفا پیشه یار

کجایی و چون داری احوال کار

اگر بخت با من مخالف شدست

تو با وی موافق مشو زینهار

چه گویم مرا با غم تو خوشست

که جز غم ندارم ز تو یادگار

خطایی که کردم به من برمگیر

جفایی که کردم ز من درگذار

جواب سلام رهی باز ده

سلام علیک ای جفاپیشه یار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۴دلدار به طبع گشت رام آخر
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۵ای شده از رخ تو تاب قمر
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۶ای پسر بردهٔ قلندر گیر
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۷دلا در عاشقی جانی زیان‌گیر
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸ای جهان را به حضرت تو نیاز
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۹تختهٔ عشق برنوشتم باز
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۰قیامت می‌کنی ای کافر امروز
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۱جمالت عشق می‌افزاید امروز
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.