پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۴

دلدار به طبع گشت رام آخر

وین کار به صبر شد تمام آخر

آن کرهٔ سر کشیدهٔ توسن

بی‌رایض گشت خوش لگام آخر

وان مرغ رمیده وز قفس جسته

باز آمد چون دلم به دام آخر

هرکس که به صبر پای بفشارد

روزی برسد چو من به کام آخر

منشوری نیست دور محنت را

چون یابد دولت دوام آخر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۶ای پسر بردهٔ قلندر گیر
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۷دلا در عاشقی جانی زیان‌گیر
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۸ای جهان را به حضرت تو نیاز
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۹تختهٔ عشق برنوشتم باز
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۰قیامت می‌کنی ای کافر امروز
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۱جمالت عشق می‌افزاید امروز
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۲چارهٔ عشق تو نداند کس
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۳جانا به غریبستان چندین بنماند کس
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.