پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶

دوش در ره نگارم آمد پیش

آن به خوبی ز ماه گردون بیش

گشته از روی و زلف خونخوارش

خاک گلرنگ و باد مشک پریش

چون مرا دید ساعتی از دور

آن بت نیکخواه نیک‌اندیش

به اشارت نهان ز دشمن گفت

کالسلام علیک ای درویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۸کرا در شهر برگویم غم دل
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۹ساقی اندر خواب شد خیز ای غلام
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۰مست از درم درآمد دوش آن مهِ تمام
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۱تا به مهر تو تولا کرده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۲به دو چشم تو که تا زنده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۳تا رنگ مهر از رخ روشن گرفته‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۴یعلم‌الله که دوست‌دار توام
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۵روی ندارم که روی از تو بتابم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.