پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷

بی‌تو جانا زندگانی می‌کنم

وز تو این معنی نهانی می‌کنم

شرم باد از کار خویشم تا چرا

بی‌تو چندین زندگانی می‌کنم

تو نه و من در جهان زندگان

راستی باید گرانی می‌کنم

صبر گویم می‌کنم لیکن چه صبر

حیلتی چونین که دانی می‌کنم

از غمم شادی و تا بشنیده‌ام

از غم خود شادمانی می‌کنم

در همه راه تمنا کردمی

بر سر ره دیده‌بانی می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۹دل را به غمت نیاز می‌بینم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۰سر آن دارم کامروز بر یار شوم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۱روز دو از عشق پشیمان شوم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۲چه گویی با تو درگیرد که از بندی برون آیم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۳تا رخت دل اندر سر زلف تو نهادیم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۴آخر به مراد دل رسیدیم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۵ای روی خوب تو سبب زندگانیم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶دل بدادیم و جان نمی‌خواهیم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.