پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی

اهلی شیرازی

غزلیات

۱,۳۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ ای حیرت صفات تو بند زبان ما
  2. شمارهٔ ۲ ای شکرخا کرده شُکرت طوطی گفتار ما
  3. شمارهٔ ۳ آنکه نور دیده سازد روی آتش‌ناک را
  4. شمارهٔ ۴ ای به خاطر صد غبار از رشک تو آیینه را
  5. شمارهٔ ۵ گر چون مسیح از لطف او بر اوج افلاکیم ما
  6. شمارهٔ ۶ تا دیده ام بخواب شبی بوتراب را
  7. شمارهٔ ۷ تا روز حشر کم نشود سوز داغ ما
  8. شمارهٔ ۸ از قبول دگران طبع ملول است مرا
  9. شمارهٔ ۹ کام از می لعلم مده کز می خمار آید مرا
  10. شمارهٔ ۱۰ الا ای ساقی گلرخ که گشتی شمع محفل‌ها
  11. شمارهٔ ۱۱ دل اگر کوه شود عاشق جانباز تو را
  12. شمارهٔ ۱۲ تا چند خشم و ناز و کین برخیز و باز از در درآ
  13. شمارهٔ ۱۳ دلا خراب مکن نقش بت پرستی را
  14. شمارهٔ ۱۴ بزلف اگر ببری جان بی قرار از ما
  15. شمارهٔ ۱۵ گر نامه بی‌نامِ خوشت بوسد زبان خامه را
  16. شمارهٔ ۱۶ سجده بت گرچه باشد نامسلمانی مرا
  17. شمارهٔ ۱۷ خط چو مهر گیا تا نموده‌ای ما را
  18. شمارهٔ ۱۸ ما چنین بی‌خود اگر یار رسد بر سر ما
  19. شمارهٔ ۱۹ روز ابر است و دهد ساقی جان ساغر ما
  20. شمارهٔ ۲۰ چند باشد چو مسیحا سر افلاک تو را
  21. شمارهٔ ۲۱ گر به فانوس خیال آیی چو شمع اغیار را
  22. شمارهٔ ۲۲ ای داده زآستان خود آورارگی مرا
  23. شمارهٔ ۲۳ آتشین لعلی که همچون شمع جان سوزد مرا
  24. شمارهٔ ۲۴ تیره شد از توبه، ساقی طبع شورانگیز ما
  25. شمارهٔ ۲۵ به رخ تو مه‌جبینان حسدست یک‌به‌یک را
  26. شمارهٔ ۲۶ این است نهان از نمک آن تازه‌جوان را
  27. شمارهٔ ۲۷ دل زنده شوم چون نگرم سیم‌تنان را
  28. شمارهٔ ۲۸ منه بخاک ره ای یوسف آن کف پا را
  29. شمارهٔ ۲۹ تا تو چو شمع می‌کنی تیز نظر به سوی ما
  30. شمارهٔ ۳۰ کوثر کجا و لعل روان‌بخش او کجا
  31. شمارهٔ ۳۱ ز عاشقان همه قصد جراحت است او را
  32. شمارهٔ ۳۲ یک ره چو غنچه خنده‌زنان بین به سوی ما
  33. شمارهٔ ۳۳ از که نالم که فغان از دل ریش است مرا
  34. شمارهٔ ۳۴ آتش‌رخی کز یاد او آهی ز جان خیزد مرا
  35. شمارهٔ ۳۵ آن کعبه‌ی جان سوی خود می‌خواند از یاری مرا
  36. شمارهٔ ۳۶ بس که خطش سوخت از غم صددل نومید را
  37. شمارهٔ ۳۷ بهل حکایت شیرین به کوهکن ما را
  38. شمارهٔ ۳۸ گر کند ابر کرم میل تن خاکی ما
  39. شمارهٔ ۳۹ که ره دهد سوی آن سایه همای مرا
  40. شمارهٔ ۴۰ آه کز دست دل این سینه ریش است مرا
  41. شمارهٔ ۴۱ گر التفات بود شمع مجلس ما را
  42. شمارهٔ ۴۲ از رقیبان تو صد خار جگر هست مرا
  43. شمارهٔ ۴۳ شیشه پر از زهر چند چرخ ستم‌ پیشه را
  44. شمارهٔ ۴۴ نبود از عاشقی بیم ملامت سینه‌ ریشان را
  45. شمارهٔ ۴۵ جایی که بجوش آرد گل بلبل زاری را
  46. شمارهٔ ۴۶ مژده گل چه میدهی عاشق مستمند را
  47. شمارهٔ ۴۷ جز وصل هوس نیست چو پروانه خسان را
  48. شمارهٔ ۴۸ زدرد میرم و گویی که بیش از این بادا
  49. شمارهٔ ۴۹ از بس که خورم بر جگر از طعنه سنان‌ها
  50. شمارهٔ ۵۰ غم ندارد ز گدایی تن غم پرور ما
  51. شمارهٔ ۵۱ پنجه خطاست با بتان خسته دل خراب را
  52. شمارهٔ ۵۲ چون رنجه شود خوی تو از همسری ما
  53. شمارهٔ ۵۳ ای خضر که همدم شده‌ای آب بقا را
  54. شمارهٔ ۵۴ کوی تو که من از همه کس واپسم آنجا
  55. شمارهٔ ۵۵ به خلوت بهل شیخ دل مرده را
  56. شمارهٔ ۵۶ پس از اجل به که روشن شود نکویی ما
  57. شمارهٔ ۵۷ ای بی‌تو از خون بسته گل مژگان من بر خارها
  58. شمارهٔ ۵۸ هوای دیدنت ای ترک تند خوست مرا
  59. شمارهٔ ۵۹ به هم متاب دگر سنبل پریشان را
  60. شمارهٔ ۶۰ زلف چو مار او کشد در دهن بلا مرا

متن اشعار به نقل از گنجور.