پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

الا ای ساقی گلرخ که گشتی شمع محفل‌ها

ز غیرت عاشقان کشتی ز حسرت سوختی دل‌ها

از آن روزست در دل‌ها خیال دانه خالت

که دهقان ازل تخم محبت ریخت در دل‌ها

فغان ای کعبه جان‌ها که در راه تمنایت

چو مور از ضعف شیران را به هر گام است منزل‌ها

درین وادی مکن ای ساربان آرایش محمل

که در خون شهیدان غرقه خواهی دید محمل‌ها

ز اشک گرم ما بحر کرم یارب به جوش آور

وزین گرداب خون‌افکن گرفتاران به ساحل‌ها

به جز پیر مغان زاهد، که سازد مشکل ما حل؟

تو دانی حال خود مشکل چه دانی حل مشکل‌ها

پی دنیا و مافیها گران‌جانی مکش اهلی

قدح کش گر سبک‌روحی .....ل‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲تا چند خشم و ناز و کین برخیز و باز از در درآ
  2. شمارهٔ ۱۳دلا خراب مکن نقش بت پرستی را
  3. شمارهٔ ۱۴بزلف اگر ببری جان بی قرار از ما
  4. شمارهٔ ۱۵گر نامه بی‌نامِ خوشت بوسد زبان خامه را
  5. شمارهٔ ۱۶سجده بت گرچه باشد نامسلمانی مرا
  6. شمارهٔ ۱۷خط چو مهر گیا تا نموده‌ای ما را
  7. شمارهٔ ۱۸ما چنین بی‌خود اگر یار رسد بر سر ما
  8. شمارهٔ ۱۹روز ابر است و دهد ساقی جان ساغر ما
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.