پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

خط چو مهر گیا تا نموده‌ای ما را

هزار مهر و محبت فزوده‌ای ما را

جفا نمودنت اکنون طریق رندی نیست

چنان نما که در اول نموده‌ای ما را

اگر حدیث پری بر زبان ما بگذشت

به جان دوست که در دل تو بوده‌ای ما را

به خنده‌ای که از آن پسته‌ی دهن کردی

دری ز عالم معنی گشوده‌ای ما را

چه حاجت است که لافیم از وفا، چون تو

به صدهزار جفا آزموده‌ای ما را

سگ توییم که از لطف و پاکدامانی

غبار از آینه دل زدوده‌ای ما را

به عشوه گفت که اهلی گر از تو دل بردیم

تو هم به لطف سخن دل ربوده‌ای ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹روز ابر است و دهد ساقی جان ساغر ما
  2. شمارهٔ ۲۰چند باشد چو مسیحا سر افلاک تو را
  3. شمارهٔ ۲۱گر به فانوس خیال آیی چو شمع اغیار را
  4. شمارهٔ ۲۲ای داده زآستان خود آورارگی مرا
  5. شمارهٔ ۲۳آتشین لعلی که همچون شمع جان سوزد مرا
  6. شمارهٔ ۲۴تیره شد از توبه، ساقی طبع شورانگیز ما
  7. شمارهٔ ۲۵به رخ تو مه‌جبینان حسدست یک‌به‌یک را
  8. شمارهٔ ۲۶این است نهان از نمک آن تازه‌جوان را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.