پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

سجده بت گرچه باشد نامسلمانی مرا

چون کنم چون این نوشت ایزد به پیشانی مرا

تا کی این دزدیده دیدن پرده بردارم زپیش

از تو حال خود چه پوشم زانکه میدانی مرا

با وجود این جفا امیدوارم زانکه تو

هم نگاهی می کنی گاهی به پنهانی مرا

قصه جان خراب من چه می پرسی زمن

حال جانم هم تو به دانی که در جانی مرا

من که در آتش چو شمع افتاده ام از شوق تو

کی نشینم تا به پیش خویش بنشانی مرا

خانه ام گر شد خراب از غم دلم باری خوش است

گنج دل معمور شد زین خانه ویرانی مرا

این چنین کز غم چو خاک ره پریشان کردیم

گرد باد آرد مگر جمع از پریشانی مرا

دولت درویشی ام اهلی بسلطانی رساند

یارب این دولت که دارم باد ارزانی مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸ما چنین بی‌خود اگر یار رسد بر سر ما
  2. شمارهٔ ۱۹روز ابر است و دهد ساقی جان ساغر ما
  3. شمارهٔ ۲۰چند باشد چو مسیحا سر افلاک تو را
  4. شمارهٔ ۲۱گر به فانوس خیال آیی چو شمع اغیار را
  5. شمارهٔ ۲۲ای داده زآستان خود آورارگی مرا
  6. شمارهٔ ۲۳آتشین لعلی که همچون شمع جان سوزد مرا
  7. شمارهٔ ۲۴تیره شد از توبه، ساقی طبع شورانگیز ما
  8. شمارهٔ ۲۵به رخ تو مه‌جبینان حسدست یک‌به‌یک را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.