پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

چند باشد چو مسیحا سر افلاک تو را

خاک ره باش که گل بر دمد از خاک تو را

شاهد جان نکند صورت خود از تو دریغ

گر چو آیینه بود چشم و دلی پاک تو را

حسن او دیده ادراک شناسد چه کنم

گر نباشد خبر از عالم ادراک تو را

شهسوارا به رکاب تو سر بوسه که داشت

که سر خلق همی سود به فتراک تو را

زآتش حسن و جوانی که تو داری ای شمع

گر بسوزی همه عالم نبود باک تو را

زهر چشمش نگر ای خسته دل آن لب مطلب

زهر خوشتر که کشد حسرت تریاک تو را

اشک اهلی نگر آهسته رو ای کشتی نوح

که در این بحر نگیرند به خاشاک تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲ای داده زآستان خود آورارگی مرا
  2. شمارهٔ ۲۳آتشین لعلی که همچون شمع جان سوزد مرا
  3. شمارهٔ ۲۴تیره شد از توبه، ساقی طبع شورانگیز ما
  4. شمارهٔ ۲۵به رخ تو مه‌جبینان حسدست یک‌به‌یک را
  5. شمارهٔ ۲۶این است نهان از نمک آن تازه‌جوان را
  6. شمارهٔ ۲۷دل زنده شوم چون نگرم سیم‌تنان را
  7. شمارهٔ ۲۸منه بخاک ره ای یوسف آن کف پا را
  8. شمارهٔ ۲۹تا تو چو شمع می‌کنی تیز نظر به سوی ما
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.