پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

تا تو چو شمع می‌کنی تیز نظر به سوی ما

تیز‌تر است هر نفس آتش آرزوی ما

خم‌شکنان به خانقه با خم می سلامتند

سنگ ملامت از میان می‌شکند سبوی ما

هر که شهید عشق شد شستن او چه حاجت است

کرد به خون خویشتن تیغ تو شست‌و‌شوی ما

ناله چو شیشه از غمت خواست که دل تهی کند

آه که گریه شد گره پیش تو در گلوی ما

کعبه اهل دل تویی سنگدلی چه می‌کنی

قبله حاجتی چرا رو نکنی به سوی ما؟

گفتمش از دل سگت پاک شود غبار من

گفت گهی که خاک تو باد برد ز کوی ما

اهلی خسته را چو ما خوار مبین که عاقبت

بر سر خاک ما چو گل چهره نهی به بوی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱ز عاشقان همه قصد جراحت است او را
  2. شمارهٔ ۳۲یک ره چو غنچه خنده‌زنان بین به سوی ما
  3. شمارهٔ ۳۳از که نالم که فغان از دل ریش است مرا
  4. شمارهٔ ۳۴آتش‌رخی کز یاد او آهی ز جان خیزد مرا
  5. شمارهٔ ۳۵آن کعبه‌ی جان سوی خود می‌خواند از یاری مرا
  6. شمارهٔ ۳۶بس که خطش سوخت از غم صددل نومید را
  7. شمارهٔ ۳۷بهل حکایت شیرین به کوهکن ما را
  8. شمارهٔ ۳۸گر کند ابر کرم میل تن خاکی ما
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.