پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

بهل حکایت شیرین به کوهکن ما را

چراغ مرده چه پرتو دهد دل ما را

رخ تو زنده کند مرده وین عجب نبود

چه کم ز معجز عیساست روی زیبا را

کسی که پیش تو میرد مسیح را چه کند؟

که بر شهید تو رشک است صد مسیحا را

ز ماه و خور که شکیبد؟ تو روی خود بنما

که تا شکیب دهی جان ناشکیبا را

نگه به سرو گلستان کجا کند هر کس

که دیده است خرام تو سرو رعنا را

به خاک پای تو، کین خوشه‌چین خرمن تو

به نیم‌جو نشمارد نعیم دنیا را

ز دام شید تو ای شیخ، اهلی آزادست

حدیث شید مگو عاشقان شیدا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹که ره دهد سوی آن سایه همای مرا
  2. شمارهٔ ۴۰آه کز دست دل این سینه ریش است مرا
  3. شمارهٔ ۴۱گر التفات بود شمع مجلس ما را
  4. شمارهٔ ۴۲از رقیبان تو صد خار جگر هست مرا
  5. شمارهٔ ۴۳شیشه پر از زهر چند چرخ ستم‌ پیشه را
  6. شمارهٔ ۴۴نبود از عاشقی بیم ملامت سینه‌ ریشان را
  7. شمارهٔ ۴۵جایی که بجوش آرد گل بلبل زاری را
  8. شمارهٔ ۴۶مژده گل چه میدهی عاشق مستمند را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.