پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

از رقیبان تو صد خار جگر هست مرا

به جز از درد تو صد درد دگر هست مرا

مست آن زلف چو زنارم اگر سر برود

کافرم گر ز سر خویش خبر هست مرا

گرچه من سوخته یک نظر از روی توام

کی به خورشید رخت تاب نظر هست مرا

ناصحا، دیده چو نرگس کی از آن گل پوشم

عقل اگر نیست تو را چشم به سر هست مرا

با همه سوز جگر شمع به من می‌گرید

زانکه از شمع، دلی سوخته‌تر هست مرا

تلخی صبر گرفتم بر شیرین دارد

بی تو چون صبر کنم صبر مگر هست مرا

با رخ زرد نهم سر به رهت چون اهلی

صرف راه تو کنم تا سر و زر هست مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴نبود از عاشقی بیم ملامت سینه‌ ریشان را
  2. شمارهٔ ۴۵جایی که بجوش آرد گل بلبل زاری را
  3. شمارهٔ ۴۶مژده گل چه میدهی عاشق مستمند را
  4. شمارهٔ ۴۷جز وصل هوس نیست چو پروانه خسان را
  5. شمارهٔ ۴۸زدرد میرم و گویی که بیش از این بادا
  6. شمارهٔ ۴۹از بس که خورم بر جگر از طعنه سنان‌ها
  7. شمارهٔ ۵۰غم ندارد ز گدایی تن غم پرور ما
  8. شمارهٔ ۵۱پنجه خطاست با بتان خسته دل خراب را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.