پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

شیشه پر از زهر چند چرخ ستم‌ پیشه را

کیست که سنگی زند بشکند این شیشه را

رهزن نقد حیات جز غم و اندیشه نیست

می خور و در کنج دل ره مده اندیشه را

شعله شوقت که زد در رگ و جان آتشم

در تن من همچو شمع سوخت رگ و ریشه را

مست سر کوی تو جان به رقیبان نداد

کی به سگان می‌دهد شیر تو سر بیشه را

از تبر کوهکن آتش از آن می‌جهد

کز شرر آه او سوخت دل تیشه را

اهلی اگر کوته است دست تو از دامنش

بخت ندارد بلند دست تهی کیسه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵جایی که بجوش آرد گل بلبل زاری را
  2. شمارهٔ ۴۶مژده گل چه میدهی عاشق مستمند را
  3. شمارهٔ ۴۷جز وصل هوس نیست چو پروانه خسان را
  4. شمارهٔ ۴۸زدرد میرم و گویی که بیش از این بادا
  5. شمارهٔ ۴۹از بس که خورم بر جگر از طعنه سنان‌ها
  6. شمارهٔ ۵۰غم ندارد ز گدایی تن غم پرور ما
  7. شمارهٔ ۵۱پنجه خطاست با بتان خسته دل خراب را
  8. شمارهٔ ۵۲چون رنجه شود خوی تو از همسری ما
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.