فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ ای حیرت صفات تو بند زبان ما
- شمارهٔ ۲ ای شکرخا کرده شُکرت طوطی گفتار ما
- شمارهٔ ۳ آنکه نور دیده سازد روی آتشناک را
- شمارهٔ ۴ ای به خاطر صد غبار از رشک تو آیینه را
- شمارهٔ ۵ گر چون مسیح از لطف او بر اوج افلاکیم ما
- شمارهٔ ۶ تا دیده ام بخواب شبی بوتراب را
- شمارهٔ ۷ تا روز حشر کم نشود سوز داغ ما
- شمارهٔ ۸ از قبول دگران طبع ملول است مرا
- شمارهٔ ۹ کام از می لعلم مده کز می خمار آید مرا
- شمارهٔ ۱۰ الا ای ساقی گلرخ که گشتی شمع محفلها
- شمارهٔ ۱۱ دل اگر کوه شود عاشق جانباز تو را
- شمارهٔ ۱۲ تا چند خشم و ناز و کین برخیز و باز از در درآ
- شمارهٔ ۱۳ دلا خراب مکن نقش بت پرستی را
- شمارهٔ ۱۴ بزلف اگر ببری جان بی قرار از ما
- شمارهٔ ۱۵ گر نامه بینامِ خوشت بوسد زبان خامه را
- شمارهٔ ۱۶ سجده بت گرچه باشد نامسلمانی مرا
- شمارهٔ ۱۷ خط چو مهر گیا تا نمودهای ما را
- شمارهٔ ۱۸ ما چنین بیخود اگر یار رسد بر سر ما
- شمارهٔ ۱۹ روز ابر است و دهد ساقی جان ساغر ما
- شمارهٔ ۲۰ چند باشد چو مسیحا سر افلاک تو را
- شمارهٔ ۲۱ گر به فانوس خیال آیی چو شمع اغیار را
- شمارهٔ ۲۲ ای داده زآستان خود آورارگی مرا
- شمارهٔ ۲۳ آتشین لعلی که همچون شمع جان سوزد مرا
- شمارهٔ ۲۴ تیره شد از توبه، ساقی طبع شورانگیز ما
- شمارهٔ ۲۵ به رخ تو مهجبینان حسدست یکبهیک را
- شمارهٔ ۲۶ این است نهان از نمک آن تازهجوان را
- شمارهٔ ۲۷ دل زنده شوم چون نگرم سیمتنان را
- شمارهٔ ۲۸ منه بخاک ره ای یوسف آن کف پا را
- شمارهٔ ۲۹ تا تو چو شمع میکنی تیز نظر به سوی ما
- شمارهٔ ۳۰ کوثر کجا و لعل روانبخش او کجا
- شمارهٔ ۳۱ ز عاشقان همه قصد جراحت است او را
- شمارهٔ ۳۲ یک ره چو غنچه خندهزنان بین به سوی ما
- شمارهٔ ۳۳ از که نالم که فغان از دل ریش است مرا
- شمارهٔ ۳۴ آتشرخی کز یاد او آهی ز جان خیزد مرا
- شمارهٔ ۳۵ آن کعبهی جان سوی خود میخواند از یاری مرا
- شمارهٔ ۳۶ بس که خطش سوخت از غم صددل نومید را
- شمارهٔ ۳۷ بهل حکایت شیرین به کوهکن ما را
- شمارهٔ ۳۸ گر کند ابر کرم میل تن خاکی ما
- شمارهٔ ۳۹ که ره دهد سوی آن سایه همای مرا
- شمارهٔ ۴۰ آه کز دست دل این سینه ریش است مرا
- شمارهٔ ۴۱ گر التفات بود شمع مجلس ما را
- شمارهٔ ۴۲ از رقیبان تو صد خار جگر هست مرا
- شمارهٔ ۴۳ شیشه پر از زهر چند چرخ ستم پیشه را
- شمارهٔ ۴۴ نبود از عاشقی بیم ملامت سینه ریشان را
- شمارهٔ ۴۵ جایی که بجوش آرد گل بلبل زاری را
- شمارهٔ ۴۶ مژده گل چه میدهی عاشق مستمند را
- شمارهٔ ۴۷ جز وصل هوس نیست چو پروانه خسان را
- شمارهٔ ۴۸ زدرد میرم و گویی که بیش از این بادا
- شمارهٔ ۴۹ از بس که خورم بر جگر از طعنه سنانها
- شمارهٔ ۵۰ غم ندارد ز گدایی تن غم پرور ما
- شمارهٔ ۵۱ پنجه خطاست با بتان خسته دل خراب را
- شمارهٔ ۵۲ چون رنجه شود خوی تو از همسری ما
- شمارهٔ ۵۳ ای خضر که همدم شدهای آب بقا را
- شمارهٔ ۵۴ کوی تو که من از همه کس واپسم آنجا
- شمارهٔ ۵۵ به خلوت بهل شیخ دل مرده را
- شمارهٔ ۵۶ پس از اجل به که روشن شود نکویی ما
- شمارهٔ ۵۷ ای بیتو از خون بسته گل مژگان من بر خارها
- شمارهٔ ۵۸ هوای دیدنت ای ترک تند خوست مرا
- شمارهٔ ۵۹ به هم متاب دگر سنبل پریشان را
- شمارهٔ ۶۰ زلف چو مار او کشد در دهن بلا مرا
متن اشعار به نقل از گنجور.