پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱

ای حیرت صفات تو بند زبان ما

انگشت حیرت است زبان در دهان ما

جان می‌دهد نشان که تو در دل نشسته‌ای

زان دلنشین بود سخن دل نشان ما

ما ذره‌ایم و ذات تو خورشید قدر و شأن

با قدر و شأن او چه بود قدر و شأن ما

خود را چه نام ذره نهد پیش آفتاب

محوست با وجود تو نام و نشان ما

ما در گمان کمیم مگر برق رحمتت

نور یقین دهد به چراغ گمان ما

هر ذره‌ای ز صنع تو خورشید عالم است

صنع تو را چه حاجت شرح و بیان ما

دارد امید اهلی دستان سرای تو

کز یاد دوستان نرود داستان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳آنکه نور دیده سازد روی آتش‌ناک را
  2. شمارهٔ ۴ای به خاطر صد غبار از رشک تو آیینه را
  3. شمارهٔ ۵گر چون مسیح از لطف او بر اوج افلاکیم ما
  4. شمارهٔ ۶تا دیده ام بخواب شبی بوتراب را
  5. شمارهٔ ۷تا روز حشر کم نشود سوز داغ ما
  6. شمارهٔ ۸از قبول دگران طبع ملول است مرا
  7. شمارهٔ ۹کام از می لعلم مده کز می خمار آید مرا
  8. شمارهٔ ۱۰الا ای ساقی گلرخ که گشتی شمع محفل‌ها
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.