پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷

تا روز حشر کم نشود سوز داغ ما

هرگز به یُمن عشق نمیرد چراغ ما

مست فراغتیم باقبال می فروش

خلوت نشین بخواب نه بیند فراغ ما

پرورده هوای گلستان آن گلیم

تاب نسیم خلد ندارد دماغ ما

ماراست خوش گوار تر از آب زندگی

گر یار زهر می فکند در ایاغ ما

باغ گلی است هر ورق ما زوصف دوست

دامان گل برند حریفان ز باغ ما

چون گل شکفته ایم و دل آزرده همچو سرو

هر چند خار غم دمد از باغ وراغ ما

اهلی چو لاله داغ غم او نهان مکن

تا مدعی بخاک برد رشگ داغ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹کام از می لعلم مده کز می خمار آید مرا
  2. شمارهٔ ۱۰الا ای ساقی گلرخ که گشتی شمع محفل‌ها
  3. شمارهٔ ۱۱دل اگر کوه شود عاشق جانباز تو را
  4. شمارهٔ ۱۲تا چند خشم و ناز و کین برخیز و باز از در درآ
  5. شمارهٔ ۱۳دلا خراب مکن نقش بت پرستی را
  6. شمارهٔ ۱۴بزلف اگر ببری جان بی قرار از ما
  7. شمارهٔ ۱۵گر نامه بی‌نامِ خوشت بوسد زبان خامه را
  8. شمارهٔ ۱۶سجده بت گرچه باشد نامسلمانی مرا
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.