پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

دل اگر کوه شود عاشق جانباز تو را

به فغان آید اگر بشنود آواز تو را

سرو نازی تو و در کشتنم از عشوه‌گری

می‌کنی ناز که قربان شوم این ناز تو را

آه از این درد که از چشم رقیبان حسود

سیر دیدن نتوان نرگس غماز تو را

سرو را لرزه بر اندام ز رشک تو فتد

گر صبا وصف کند سرو سرافراز تو را

تا تو ای آهوی مشکین شده‌ای همدم دل

دم ببستم که کسی پی نبرد راز تو را

شهسوارا چه سگم من که تو را صید کنم

بختم این بس که دلم طعمه شود بازِ تو را

نکند عیب تو از خانه خرابی اهلی

هر که بیند نظری خانه برانداخت تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳دلا خراب مکن نقش بت پرستی را
  2. شمارهٔ ۱۴بزلف اگر ببری جان بی قرار از ما
  3. شمارهٔ ۱۵گر نامه بی‌نامِ خوشت بوسد زبان خامه را
  4. شمارهٔ ۱۶سجده بت گرچه باشد نامسلمانی مرا
  5. شمارهٔ ۱۷خط چو مهر گیا تا نموده‌ای ما را
  6. شمارهٔ ۱۸ما چنین بی‌خود اگر یار رسد بر سر ما
  7. شمارهٔ ۱۹روز ابر است و دهد ساقی جان ساغر ما
  8. شمارهٔ ۲۰چند باشد چو مسیحا سر افلاک تو را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.