پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

روز ابر است و دهد ساقی جان ساغر ما

سایه رحمت او کم نشود از سر ما

یکدم ای عمر گهی از در ما نیز درآی

پیش از آن دم که اجل حلقه زند بر در ما

خاک ما سوختگان خوار نه بینی که فلک

نیل رخساره ما ساخت ز خاکستر ما

نخل مقصودی و از شاخ وصالت ما را

بر امید همین بس که نشینی بر ما

اشک چون سیم و رخ چون زر ما بین نظری

ای که هرگز نظرت نیست به سیم و زر ما

سر به بالین ننهم از ستمت بس که شود

بسته از خون جگر بر تن ما بستر ما

ما که هستیم غلام تو ز روی اخلاص

زانکه باشی به یقین در همه جا مهتر ما

شکر داریم چو اهلی به جگرخواری خود

که رسد از کرمت آنچه بود در خور ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱گر به فانوس خیال آیی چو شمع اغیار را
  2. شمارهٔ ۲۲ای داده زآستان خود آورارگی مرا
  3. شمارهٔ ۲۳آتشین لعلی که همچون شمع جان سوزد مرا
  4. شمارهٔ ۲۴تیره شد از توبه، ساقی طبع شورانگیز ما
  5. شمارهٔ ۲۵به رخ تو مه‌جبینان حسدست یک‌به‌یک را
  6. شمارهٔ ۲۶این است نهان از نمک آن تازه‌جوان را
  7. شمارهٔ ۲۷دل زنده شوم چون نگرم سیم‌تنان را
  8. شمارهٔ ۲۸منه بخاک ره ای یوسف آن کف پا را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.