پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

این است نهان از نمک آن تازه‌جوان را

کز هوش رود هر که تماشا کند آن را

آهوی ختایی فکند نافه به صحرا

گر بنگرد آن خال و خط مشک‌فشان را

خامانِ دل‌آسوده که از داغ ملامت

سوزند دل برهمن سوخته‌جان را

گر چشم خدابین دهد این طایفه را حق

ترسم به خدایی بپرستند بتان را

چون شمع زبان‌سوز بود وصف رخ گل

ای بلبل شوریده نگهدار زبان را

گر سرّ دهانت به گمان نیز نیاید

ره در دهنت نیست یقین را و گمان را

اهلی، صفت زلف درازش نتوان کرد

کوتاه کن ای دلشده این شرح و بیان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸منه بخاک ره ای یوسف آن کف پا را
  2. شمارهٔ ۲۹تا تو چو شمع می‌کنی تیز نظر به سوی ما
  3. شمارهٔ ۳۰کوثر کجا و لعل روان‌بخش او کجا
  4. شمارهٔ ۳۱ز عاشقان همه قصد جراحت است او را
  5. شمارهٔ ۳۲یک ره چو غنچه خنده‌زنان بین به سوی ما
  6. شمارهٔ ۳۳از که نالم که فغان از دل ریش است مرا
  7. شمارهٔ ۳۴آتش‌رخی کز یاد او آهی ز جان خیزد مرا
  8. شمارهٔ ۳۵آن کعبه‌ی جان سوی خود می‌خواند از یاری مرا
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.