پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

آتش‌رخی کز یاد او آهی ز جان خیزد مرا

چون شمع اگر نامش برم دود از زبان خیزد مرا

در حسرت ماه رخش از یا رب شب سوختم

یا رب ز هجرش تا به کی آه از فغان خیزد مرا

زان ساقی سرمست اگر چون شیشه پرخون شد دلم

بی لعل میگونش نفس کی از دهان خیزد مرا

دل می‌خرد مهر بتان جان می‌فروشد رایگان

مشکل کزین سودای دل غیر از زبان خیزد مرا

بس کز هوای گلرخان چون لاله می‌سوزد دلم

جز داغ حسرت کی گلی زین گلستان خیزد مرا

در خونم از اشک روان آغشته در شب‌های تار

صبحی کز آغوش طرب سروی روان خیزد مرا

اهلی، به راه گلرخان چشمم چو نرگس خاک شد

روزی کزین گلشن روم گل زاستخوان خیزد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶بس که خطش سوخت از غم صددل نومید را
  2. شمارهٔ ۳۷بهل حکایت شیرین به کوهکن ما را
  3. شمارهٔ ۳۸گر کند ابر کرم میل تن خاکی ما
  4. شمارهٔ ۳۹که ره دهد سوی آن سایه همای مرا
  5. شمارهٔ ۴۰آه کز دست دل این سینه ریش است مرا
  6. شمارهٔ ۴۱گر التفات بود شمع مجلس ما را
  7. شمارهٔ ۴۲از رقیبان تو صد خار جگر هست مرا
  8. شمارهٔ ۴۳شیشه پر از زهر چند چرخ ستم‌ پیشه را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.