پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

آن کعبه‌ی جان سوی خود می‌خواند از یاری مرا

ای گریه در خون جگر آلوده نگذاری مرا

بودم من ای خورشید‌رخ در خاک خواری ذره وش

برداشتی از خاک ره با این همه خواری مرا

من چون سگ کوی توام خواهی بخوان خواهی بران

کز خشم اگر رانی گهی از لطف بازآری مرا

ساقی چو نرگس پیش تو چون سر بر آرم من ز شرم

کز ساغر لطف و کرم شرمنده می‌داری مرا

چون شیشه گر خونم خوری شادم کزین خون ریختن

بوی محبت می‌دمد با آنکه خون‌خواری مرا

محوم من ای خورشید‌رخ اهلی‌صفت در مهر تو

زان در حساب عاشقان یک ذره نشماری مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷بهل حکایت شیرین به کوهکن ما را
  2. شمارهٔ ۳۸گر کند ابر کرم میل تن خاکی ما
  3. شمارهٔ ۳۹که ره دهد سوی آن سایه همای مرا
  4. شمارهٔ ۴۰آه کز دست دل این سینه ریش است مرا
  5. شمارهٔ ۴۱گر التفات بود شمع مجلس ما را
  6. شمارهٔ ۴۲از رقیبان تو صد خار جگر هست مرا
  7. شمارهٔ ۴۳شیشه پر از زهر چند چرخ ستم‌ پیشه را
  8. شمارهٔ ۴۴نبود از عاشقی بیم ملامت سینه‌ ریشان را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.