پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

بس که خطش سوخت از غم صددل نومید را

دود دلها تیره کرد آیینه خورشید را

عالم فانی نیرزد پیش آن ساقی جویی

بلکه بی او کس نخواهد جنت جاوید را

گر سفالین ساغرش پر درد باشد رند مست

در نظر هرگز نیارد ساغر جمشید را

من به ناخن سینه را هر گه خراشم همچو چنگ

در سماع و مستی آرم بر فلک ناهید را

گوهر امید دل آسان نمی‌آید به دست

چاره صبر و تحمل اهلی نومید را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸گر کند ابر کرم میل تن خاکی ما
  2. شمارهٔ ۳۹که ره دهد سوی آن سایه همای مرا
  3. شمارهٔ ۴۰آه کز دست دل این سینه ریش است مرا
  4. شمارهٔ ۴۱گر التفات بود شمع مجلس ما را
  5. شمارهٔ ۴۲از رقیبان تو صد خار جگر هست مرا
  6. شمارهٔ ۴۳شیشه پر از زهر چند چرخ ستم‌ پیشه را
  7. شمارهٔ ۴۴نبود از عاشقی بیم ملامت سینه‌ ریشان را
  8. شمارهٔ ۴۵جایی که بجوش آرد گل بلبل زاری را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.