پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

گر کند ابر کرم میل تن خاکی ما

چه تفاوت کند آلودگی و پاکی ما

ما به دیدار تو ای ساقی جان دل‌شادیم

نه که از هستی جانست فرحناکی ما

با وجود تو بر ما همه عالم عدم است

با وجود عدم فهم و کم‌ ادراکی ما

دوستان چاک گریبان حریفان دوزند

هیچ رحمی نکند کس به جگر چاکی ما

عاشق مردن خویشیم چو پروانه مست

عقل دیوانه شد از مستی و بی‌باکی ما

او که صید دل ما کرد چنان راند سمند

که به گردش نرسد چستی و چالاکی ما

عاقبت در طلب گوهر وصلش اهلی

غرقه بحر فنا گشت تن خاکی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰آه کز دست دل این سینه ریش است مرا
  2. شمارهٔ ۴۱گر التفات بود شمع مجلس ما را
  3. شمارهٔ ۴۲از رقیبان تو صد خار جگر هست مرا
  4. شمارهٔ ۴۳شیشه پر از زهر چند چرخ ستم‌ پیشه را
  5. شمارهٔ ۴۴نبود از عاشقی بیم ملامت سینه‌ ریشان را
  6. شمارهٔ ۴۵جایی که بجوش آرد گل بلبل زاری را
  7. شمارهٔ ۴۶مژده گل چه میدهی عاشق مستمند را
  8. شمارهٔ ۴۷جز وصل هوس نیست چو پروانه خسان را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.