پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

آه کز دست دل این سینه ریش است مرا

هر بلایی که بود از دل خویش است مرا

من که بیگانه ز خویشم ز غم و محنت هجر

چه غم از محنت بیگانه و خویش است مرا

نوشِ وصل تو من از نیش بلا یافته‌ام

لذت نوش تو از تلخی نیش است مرا

گر دل از زخم ستم ریش شود غم نبود

شکرین لعل لبت مرهم ریش است مرا

زهر چشم تو اگر تلخ کند کام همه

تلخی کم‌محلی از همه بیش است مرا

من مگر کعبه وصل تو قیامت یابم

کین ره دور و درازی است که پیش است مرا

همچو اهلی چه کنم گر نکنم سجده دوست

بت‌پرستم من و این ملت و کیش است مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲از رقیبان تو صد خار جگر هست مرا
  2. شمارهٔ ۴۳شیشه پر از زهر چند چرخ ستم‌ پیشه را
  3. شمارهٔ ۴۴نبود از عاشقی بیم ملامت سینه‌ ریشان را
  4. شمارهٔ ۴۵جایی که بجوش آرد گل بلبل زاری را
  5. شمارهٔ ۴۶مژده گل چه میدهی عاشق مستمند را
  6. شمارهٔ ۴۷جز وصل هوس نیست چو پروانه خسان را
  7. شمارهٔ ۴۸زدرد میرم و گویی که بیش از این بادا
  8. شمارهٔ ۴۹از بس که خورم بر جگر از طعنه سنان‌ها
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.