پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

از که نالم که فغان از دل ریش است مرا

هر بلایی که بود از دل خویش است مرا

شربت وصل تو بی زخم فراقی نبود

لذت نوش پس از تلخی نیش است مرا

من که بیگانه‌ام از خویش و محبت‌ سوزم

چه غم از محنت بیگانه و خویش است مرا

مگرم کعبه امید پس از مرگ دهند

کاین ره دور و درازی است که پیش است مرا

گر دل از زخم جفای تو شود ریش چه غم

مرحمت‌های غمت مرهم ریش است مرا

گر چه خوبان به من خسته جفا کم نکنند

شکر ایزد که وفا از همه بیش است مرا

سجده‌ی روی نکو اهلی اگر بد کیشی است

بت پرستم چه غم از ملت و کیش است مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵آن کعبه‌ی جان سوی خود می‌خواند از یاری مرا
  2. شمارهٔ ۳۶بس که خطش سوخت از غم صددل نومید را
  3. شمارهٔ ۳۷بهل حکایت شیرین به کوهکن ما را
  4. شمارهٔ ۳۸گر کند ابر کرم میل تن خاکی ما
  5. شمارهٔ ۳۹که ره دهد سوی آن سایه همای مرا
  6. شمارهٔ ۴۰آه کز دست دل این سینه ریش است مرا
  7. شمارهٔ ۴۱گر التفات بود شمع مجلس ما را
  8. شمارهٔ ۴۲از رقیبان تو صد خار جگر هست مرا
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.