پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

کوثر کجا و لعل روان‌بخش او کجا

سرچشمه حیات کجا آب جو کجا

هر کو نشد چو لاله جگر‌خون از آن غزال

از وادی محبت او یافت بو کجا

سودای آن پری منه ای دل ز فکر خام

دیوانه‌ای مگر، تو کجایی و او کجا

گر روی زرد ما نکند آب دیده تر

ما را میان خلق بود آب رو کجا

من گندم بهشت به یک جو نمی‌خرم

سیمرغ من به دانه سر آرد فرو کجا

مستم ز خون دیده و ساغر به غیر ده

دریا‌کشان کجا می جام و سبو کجا

اهلی ز گفتگوی بتان بس نمی‌کنی

آخر ببین که می‌کشد این گفت‌وگو کجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲یک ره چو غنچه خنده‌زنان بین به سوی ما
  2. شمارهٔ ۳۳از که نالم که فغان از دل ریش است مرا
  3. شمارهٔ ۳۴آتش‌رخی کز یاد او آهی ز جان خیزد مرا
  4. شمارهٔ ۳۵آن کعبه‌ی جان سوی خود می‌خواند از یاری مرا
  5. شمارهٔ ۳۶بس که خطش سوخت از غم صددل نومید را
  6. شمارهٔ ۳۷بهل حکایت شیرین به کوهکن ما را
  7. شمارهٔ ۳۸گر کند ابر کرم میل تن خاکی ما
  8. شمارهٔ ۳۹که ره دهد سوی آن سایه همای مرا
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.