پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

به رخ تو مه‌جبینان حسدست یک‌به‌یک را

تو چه آدمی که باشد به تو رشک صد ملک را

ندهد کس از شهیدان به تو شوخ یاد اگر نه

نفس تو زنده سازد چو مسیح یک‌به‌یک را

به ره تو دیده‌بانی به ره امید دارم

نه به هرزه می‌نشانم به دو دیده مردمک را

منم اوفتاده موری به ره سمندت اما

نه تو راست رحم بر من نه سمند تیزتک را

نه فراغتی ز عشقم نه سعادتی ز بختم

نه ارادتی به راهم نه کرامتی فلک را

به جفا چو چشم مستش جگرم کباب سوزد

تو لبش نگه کن ای دل مشکن حق نمک را

به سیه‌دلی شکایت نتوان ز عشق اهلی

چو زر تو قلب باشد چه گنه بود محک را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷دل زنده شوم چون نگرم سیم‌تنان را
  2. شمارهٔ ۲۸منه بخاک ره ای یوسف آن کف پا را
  3. شمارهٔ ۲۹تا تو چو شمع می‌کنی تیز نظر به سوی ما
  4. شمارهٔ ۳۰کوثر کجا و لعل روان‌بخش او کجا
  5. شمارهٔ ۳۱ز عاشقان همه قصد جراحت است او را
  6. شمارهٔ ۳۲یک ره چو غنچه خنده‌زنان بین به سوی ما
  7. شمارهٔ ۳۳از که نالم که فغان از دل ریش است مرا
  8. شمارهٔ ۳۴آتش‌رخی کز یاد او آهی ز جان خیزد مرا
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.