پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

گر به فانوس خیال آیی چو شمع اغیار را

در سماع آرد رخت صد صورت دیوار را

لاف خوبی گر زند گلزار پیش روی تو

برق حسنت آتش غیرت زند گلزار را

سینه‌ام چون غنچه بس کز داغ غم در تنگ بود

همچو گل صدپاره کردم سینه افکار را

چون شقایق شد سیه‌دل نرگس مستت ز خون

سرخ از خون چند سازی نرگس خونخوار را

کی شود جوش خریداران کم از بازار تو

چون به از حسنت متاعی نیست این بازار را

دشمنان را گر نباشد دوستی با ما چه غم

دوستی با دشمنان تا چند باشد یار را

پای مقصود تو را اهلی در این دیر کهن

رشته جان بسته دارد بگسل این زنار را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳آتشین لعلی که همچون شمع جان سوزد مرا
  2. شمارهٔ ۲۴تیره شد از توبه، ساقی طبع شورانگیز ما
  3. شمارهٔ ۲۵به رخ تو مه‌جبینان حسدست یک‌به‌یک را
  4. شمارهٔ ۲۶این است نهان از نمک آن تازه‌جوان را
  5. شمارهٔ ۲۷دل زنده شوم چون نگرم سیم‌تنان را
  6. شمارهٔ ۲۸منه بخاک ره ای یوسف آن کف پا را
  7. شمارهٔ ۲۹تا تو چو شمع می‌کنی تیز نظر به سوی ما
  8. شمارهٔ ۳۰کوثر کجا و لعل روان‌بخش او کجا
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.