پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

دلا خراب مکن نقش بت پرستی را

چو گرد باد فروپیچ گرد هستی را

دم مسیح و حیات خضر بما نرسد

غنیمتی شمر ای دوست وقت مستی را

چو سرو باش دل آزاده با تهی دستی

مگو چو غنچه بکس حال تنگدستی را

فلک بپایه معراج خاکیان نرسد

بلند قدر ندانست قدر پستی را

تورو بدوست کن از قبله در گذر اهلی

به بت پرست چه نسبت خدا پرستی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵گر نامه بی‌نامِ خوشت بوسد زبان خامه را
  2. شمارهٔ ۱۶سجده بت گرچه باشد نامسلمانی مرا
  3. شمارهٔ ۱۷خط چو مهر گیا تا نموده‌ای ما را
  4. شمارهٔ ۱۸ما چنین بی‌خود اگر یار رسد بر سر ما
  5. شمارهٔ ۱۹روز ابر است و دهد ساقی جان ساغر ما
  6. شمارهٔ ۲۰چند باشد چو مسیحا سر افلاک تو را
  7. شمارهٔ ۲۱گر به فانوس خیال آیی چو شمع اغیار را
  8. شمارهٔ ۲۲ای داده زآستان خود آورارگی مرا
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.