پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸

از قبول دگران طبع ملول است مرا

ور تو رد می کنیم عین قبول است مرا

خیره چشمی است بخورشید جمال تو نظر

چکنم مردمک دیده فضول است مرا

بروای همدم و بر من مفکن سایه مهر

که دل از سایه خود نیز ملول است مرا

مهل ای گریه که گردی رسد از من بدلی

چند روزی که در این خانه نزول است مرا

اهلی از نامه سیاهی چه امید باشد

گر امیدی است هم از لطف رسول است مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰الا ای ساقی گلرخ که گشتی شمع محفل‌ها
  2. شمارهٔ ۱۱دل اگر کوه شود عاشق جانباز تو را
  3. شمارهٔ ۱۲تا چند خشم و ناز و کین برخیز و باز از در درآ
  4. شمارهٔ ۱۳دلا خراب مکن نقش بت پرستی را
  5. شمارهٔ ۱۴بزلف اگر ببری جان بی قرار از ما
  6. شمارهٔ ۱۵گر نامه بی‌نامِ خوشت بوسد زبان خامه را
  7. شمارهٔ ۱۶سجده بت گرچه باشد نامسلمانی مرا
  8. شمارهٔ ۱۷خط چو مهر گیا تا نموده‌ای ما را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.