پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴

ای به خاطر صد غبار از رشک تو آیینه را

کرده چاک از دست تو ماه منور سینه را

با تن چون برگ گل پشمینه‌پوشی کرده‌ای

زان بنوت نافه پوشد خرقه پشمینه را

از میان انبیاء مهر نبوت زان تست

گنج علمی لاجرم مهری بود گنجینه را

گر نمایی روی روشن کی دگر آیینه گر

پرده زنگاری از رخ بر کشد آیینه را

دیده روح الامین از شرح صدرت نور یافت

روشن آن چشمی که دید آن سینه بی کینه را

شد شب قدری شب آدینه تا مخصوص تست

غایت قدر است ازین نسبت شب آدینه را

آنچه من دوش از قیام قامتت دیدم بخواب

تا قیامت عاشقم خواب شب دوشینه را

با خیالت از ازل اهلی چو می بازد نظر

روی بنما یک نظر این عاشق دیرینه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶تا دیده ام بخواب شبی بوتراب را
  2. شمارهٔ ۷تا روز حشر کم نشود سوز داغ ما
  3. شمارهٔ ۸از قبول دگران طبع ملول است مرا
  4. شمارهٔ ۹کام از می لعلم مده کز می خمار آید مرا
  5. شمارهٔ ۱۰الا ای ساقی گلرخ که گشتی شمع محفل‌ها
  6. شمارهٔ ۱۱دل اگر کوه شود عاشق جانباز تو را
  7. شمارهٔ ۱۲تا چند خشم و ناز و کین برخیز و باز از در درآ
  8. شمارهٔ ۱۳دلا خراب مکن نقش بت پرستی را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.