پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵

گر چون مسیح از لطف او بر اوج افلاکیم ما

یک ذره خاکیم از زمین آخر همان خاکیم ما

با آن گل گلزار جان کس نام خود گل چون نهد

حاشا که گوییم این سخن یک مشت خاشاکیم ما

از پرتو شمع ازل گر زنده شد جان چون شرر

میرد چو گردد دور از و زین غصه غما کیم ما

جایی که سیمرغ خرد در قاف قدرت کم پرد

در جلوه ما همچو مگس یا رب چه بی باکیم ما

در گلشن الطاف او خاری نیازارد دلی

از خار خار طبع خود چون غنچه دل چاکیم ما

نیکان سر افراز عمل شیباز دست شه شدند

سر گشته از بخت نگون چون صید فتراکیم ما

زهر گنه در جان ما کردست کار خویشتن

اما هنوز از لطف او دربند تریاکیم ما

هر چند ابر رحمتش شوید ز ما گرد گنه

مغرور هم نتوان شدن کز هر گنه پاکیم ما

اهلی بکنه ذات او کز فهم ما بالاتر است

نتوان رسید از درک خود گر جمله ادراکیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷تا روز حشر کم نشود سوز داغ ما
  2. شمارهٔ ۸از قبول دگران طبع ملول است مرا
  3. شمارهٔ ۹کام از می لعلم مده کز می خمار آید مرا
  4. شمارهٔ ۱۰الا ای ساقی گلرخ که گشتی شمع محفل‌ها
  5. شمارهٔ ۱۱دل اگر کوه شود عاشق جانباز تو را
  6. شمارهٔ ۱۲تا چند خشم و ناز و کین برخیز و باز از در درآ
  7. شمارهٔ ۱۳دلا خراب مکن نقش بت پرستی را
  8. شمارهٔ ۱۴بزلف اگر ببری جان بی قرار از ما
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.