پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

ای خضر که همدم شده‌ای آب بقا را

زنهار به یاد آر لبِ تشنهٔ ما را

زهر است غمت گر نَبُوَد وعدهٔ بوسی

بی‌چاشنیِ خون خورم این زهر بلا را

گل از تو چنان شد که به صد دیده چو شبنم

بر خواریِ گل گریه بُوَد مرغِ هوا را

تا کس نبرد بو ز کباب دل مستان

در صحبتِ ما ره نَبُوَد باد صبا را

آن کعبه که از چار طرف سجده کنندش

خشتی بُوَد از خاک درت اهل صفا را

از وادیِ مجنون‌صفتان بوی وفا جوی

کآنجا که تویی نام ندانند وفا را

پیش تو شهان خاک‌نشینند چو اهلی

در عشق تفاوت نَبُوَد شاه و گدا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵به خلوت بهل شیخ دل مرده را
  2. شمارهٔ ۵۶پس از اجل به که روشن شود نکویی ما
  3. شمارهٔ ۵۷ای بی‌تو از خون بسته گل مژگان من بر خارها
  4. شمارهٔ ۵۸هوای دیدنت ای ترک تند خوست مرا
  5. شمارهٔ ۵۹به هم متاب دگر سنبل پریشان را
  6. شمارهٔ ۶۰زلف چو مار او کشد در دهن بلا مرا
  7. شمارهٔ ۶۱کس نبودش خبر از زشتی و زیبایی ما
  8. شمارهٔ ۶۲این حسن و ملاحت نگر آن کان نمک را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.