پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

کس نبودش خبر از زشتی و زیبایی ما

آتش دل علم افروخت به رسوایی ما

ما ز صد نکته حسن تو یکی می بینیم

بیش ازین نیست در آیینه بینایی ما

یوسفا، با همه حشمت نظری کن که هنوز

سر سودای تو دارد دل سودایی ما

آن چنان زد ره ما لعل تو ای آب حیات

که بشست از دل ما نقش شکیبایی ما

اهلی استاد تو عشق است سخن گو که برد

زنگ از آیینه دل طوطی گویایی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳دل اگر زغم خروشد چه غم از خروش اورا
  2. شمارهٔ ۶۴پیش تو دیده گر نبود غرق خون مرا
  3. شمارهٔ ۶۵اگرچه از رخ خود چشم بسته یی ما را
  4. شمارهٔ ۶۶اگر تو وصل نبخشی چه چاره سوخته را
  5. شمارهٔ ۶۷چون شمع اگرچه آنمه مهرش گداخت ما را
  6. شمارهٔ ۶۸پیش از آن کین گرد هستی سر زند از خاک ما
  7. شمارهٔ ۶۹در گریبان ریز ساغر زاهد سالوس را
  8. شمارهٔ ۷۰زشت است کان نکورو از حد برد جفا را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.