پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

دل اگر زغم خروشد چه غم از خروش اورا

که فغان دردمندان نرسد بگوش اورا

دل من زنوش آن لب نرسد بکام هرگز

مگر از کسی که داد این لب همچو نوش اورا

اگر ای عزیز یوسف به منش نمی فروشی

به زکات حسن باری ز نظر مپوش او را

دل من چو دجله خون نکند چگونه طوفان

که هوای دوست آرد همه دم به جوش اورا

زفغان این پریشان چه شو چو زلف درهم

که زخ تو کرد غارت دل و صبر و هوش اورا

دل زار من چو بلبل به فغان میار ای گل

که زبان اگر گشاید، که کند خموش اورا

چو غلام تست اهلی مفروش و گر فروشی

پی پاسبانی در به سگان فروش او را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵اگرچه از رخ خود چشم بسته یی ما را
  2. شمارهٔ ۶۶اگر تو وصل نبخشی چه چاره سوخته را
  3. شمارهٔ ۶۷چون شمع اگرچه آنمه مهرش گداخت ما را
  4. شمارهٔ ۶۸پیش از آن کین گرد هستی سر زند از خاک ما
  5. شمارهٔ ۶۹در گریبان ریز ساغر زاهد سالوس را
  6. شمارهٔ ۷۰زشت است کان نکورو از حد برد جفا را
  7. شمارهٔ ۷۱چون تو گویی سخن‌، این دلشده را گوش کجا
  8. شمارهٔ ۷۲نقشبندی که کسان عاشق و مستند او را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.